جورابچیلار

ناسلامتی دانش‌آموزای سمپادی این مملکتیم!...

اسطوره‌شناسی جوراب‌چیلار! | عصر توبه، قسمت اول

شاید بپرسید که چرا حلقه اعلای جورابچی حاضر نیستند؟ در جواب سوالتان بگذارید با یک شعر از شهریار شروع کنیم:

"حيدربابا، آغاجلارون اوجالدى
آمما حئييف، جوانلارون قوْجالدى"

دوستان همانطور که شهریار هم می‌گوید، جوان‌لار، گوجالماخ کرده‌اند، یعنی پیر شده‌اند، شهریار نمی‌گوید اما من می‌گویم، دلیلش همان "اوجا آغاجلاری" است که در مصرع اول اشاره می‌کند. درختان بلند با قدرت تمام بر ماتحت حلقه اعلا در حال فرو رفتن و تخلیه بلوپس آنها است. آن درخت بلند، نهایت دشواری است و توسط دشمن دیرینه جورابچیلار، سازمان پست آموزش و نکوهش سامان‌دهی می‌شود، اسم مضخرفی هم دارد؛ امتحان نهایی. یکی نیست به اینها بگوید که امتحان نهایی فقط از آن جورابچی اعظم است، شما پزنت های دوهزاری حتی از پس حلقه سفلی بر‌نمی‌آیید شما را چه به نهایت آخر؟! شما در بهترین حالت نماینده سفاهت و شیطان سه‌سر باشید.



کافی است این میزان از انتقاد. مقاله امروز یک اسطوره‌شناسی جالب درباره عصر توبه از اعصار اربعه است.
این عصر تاریخی برای مورخین جوراب‌چی به دلیل عدم وجود اطلاعات کافی بسیار جذاب است، زیرا از دشمنان جوراب‌چی رشوه می‌گیرند تا تحریفش کنند، اما آن قشر نادان بدانند که حواریون توانایی تلپاتی داشته، پس یک "ها، سیکتیر" باید به این دشمنان بی شرم گفت.


ماهیت عصر توبه:
اسطوره‌شناسان آغاز عصر توبه را از همان لحظه آفرینش و پایان آن‌را مساوی با لحظاتی پس از توبه ایپچی‌آدم می‌دانند و به همین منظور این عصر، توبه نامگذاری شده و توبه در لغت به معنای بازگشت است و در این کیس: بازگشت ایپچی‌آدم از دست و پا چلفتی به سوی بالانس بودن و شروع تاریخ پربار و شکوهمند جورابچی.


عصر توبه چندسال طول کشید؟
خدا می‌داند، عصر توبه دوران قبل از آفرینش است و مفهوم زمان در آنجا مفهومیتی ندارد که ما درکش کنیم و مفاهیمش را بدانیم. شاید هشتاد و پنج تریلیون سال طول کشیده باشد شاید هم تنها ۲ ثانیه، بابا شاید همین الان هم در جریان باشد و ما همواره توبه‌کار باشیم، کسی جز خود ایپچی‌آدم؟ وجودِ کل و جوراب‌چی غایب جواب این سوال را نمی‌داند!


رویداد های مهم عصر توبه:

  • آفرینش
  • دست و پا چلفتی کبیر
  • دست و پا چلفتی صغیر
  • لحظه واکنش حضار و وجود کل
  • لحظه توبه و رانش


حال بیایید به شرح مختصر دو رویداد اول بپردازیم و lore جوراب‌چی را بسی برای شما عزیزان گسترش دهیم.


آفرینش:
در مقدمه اسطوره‌شناسی به این رویداد با جزئیات مناسبی اشاره شده و در اینجا تنها به بازگویی آن مقاله بسنده خواهم کرد، زیرا که این رویداد با جزئیات تمام در "آفرینش نامه" کتاب کبیر "ال‌آل‌تی‌جاب" شرح داده شده و با توجه به یافته شدن نسخه چاپی آن توسط حواریون نسخه دیجیتالی به زودی در سایت قرار خواهد گرفت.
"جالولیم کاتب با مطالعه سنگ نبشته های ایپچی‌آدم(اولین انسان و عامل پیدایش خلقت، مقاله های زیادی در مورد تاریخ جوراب‌چی منتشر خواهیم کرد) و ترجمه زبان موسیقیایی پیچیده و فرکانس محور آن توانست دقیق ترین نسخه سفر پیدایش را کشف نماید، بر اساس این نوشته ها عالم خلقت در نبود کامل توسط بودِ کل با آوایی هماهنگ کیهانی با فرکانس ناشناخته برای انسان شکل گرفت، این آوا، نخ های کیهانیِ جوراب اولیه را تشکیل داد، اما به دلیل خیانت و حواس پرتی بودِ کل توسط فرشتگانش اشکالی در نخ های های پیدایش نمود پیدا کرد، محتویات جوراب اولیه کیهانی بر فضای نیستی(void) سر ریز شد و پِی اولیه جهان امروزی شکل گرفت"


دست و پا چلفتی کبیر:
آیا تا به حال برای شما هم اتفاق افتاده است که کاری از نظر بقیه اشتباه انجام دهید اما سپس خیر آن را ببینید و زشتی و زیبایی های آن عمل شخصیت شما را بسازد؟ احتمالا نه، زیرا که این گونه اتفاقات high level معمولا در بین حواریون رخ می‌دهد اما به هر حال باید به شما بگویم که منشا و دلیل وجود همچین اتفاقاتی دست و پا چلفتی کبیری است که ایپچی‌آدام مرتکب شده.
در ترجمه فارسی آفرینش نامه نقل شده است که "آن آوای زیبای پسندیده، آن نخ های طویل و دوندیده، آن جوراب پاک و طاهر، بسی ساده در ظاهر و بسی پیچیده در باطن، آمدند به میان و کنار و ژیان هم، گشتند کامل و جامع، اما آری همواره باید باشد در هر کار بی‌نقصی، نقص های فراوان، هر قصه‌ زیبایی باید دهد تاوان، فرشته‌ای مشاغب در حالت تماشا، بر کف دهن پریده می‌دید و حظ می‌کرد. ای مشاغب، آی مشاغب، چه کردی؟ چه کردی؟"
و اما! مقلی خان قاجار(امامقلی‌خان حاجی ایلخانی، تبریزی های بی‌نمک هنگام پرده برداشتن از پلات تویست های بی‌نمک ناگهان اسم و تبار او به عمد، به غلط داد زده و از ادامه داستان پرده‌برداری می‌کنند!) می‌دانید چه کرد آن دیوث؟(deus در لاتین یعنی الهه) همان فرشته مشاغب پایش به یکی از نخ های کیهانی گیر کرد و با کله، با سرعت فراصوت و با فریادی منزوی بر وجود کل برخورد کرد. ادامه ماجرا را هم خود می‌دانید... نمیدانم، شاید هم نمی‌دانید، اگر نمی‌دانید در قسمت دوم می‌توانید که بدانید، دانستن چیز مهمی است!
این رویداد به دست و پا چلفتی کبیر معروف است و دلیل آن دست و پا چلفتی ایپچی‌آدم است. با اینکه ماهیت کار ایپچی‌آدم بسیار زشت بود اما باعث توبه و رانش او شد و در نتیجه باعث پیداش تاریخ پر بار و زیبای بشریت و جوراب‌چیلار شد و تا این لحظه و تا ابد این زیبایی ادامه خواهد داشت.



با تشکر از همراهی شما خوانندگان نازنین، امروز در این مقاله به شرح حال مختصر حلقه اعلا و شرح بخشی از عصر توبه پرداختیم، در آینده احتمالا نه چندان دور قسمت های بعدی مربوط به عصر توبه را منتشر خواهیم کرد.
میراث ایپچی‌آدام و بودِ کل پشت و پناه شما باشد و از شیطان سه سر دوری بجویید، این مقاله را با سخنی از جعفر دانا(حواری دل‌نازک، رمانتیک و عالم) به پایان می‌رسانم:

"ترس از نداستن زاده می‌شود"